نبودت

خرید بک لینک

امکانات وب

سبز نوشید چای سبز رامستانه بو کشید عطرم رامانتو از تن جدا کرد ومبهم نظاره کرد لیوان تهی رامثل قبل نبود ومثل قبل نشدآن روز بوسه نبود وداغ بوسه خاکستر کرد من راسیگار به لب گذاشت وفراموش کرد روشن کند سیگار راگفتم خسته ای از این دیدارهای یواشکی تو حق داری نازنین بخوای بری گفت ساده نیستم و سا نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 192 تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 5:23

لیلی و مجنون افسانه ی من و توئم***که میان پیاده رو یکدیگر را بغل کردیم***یه ملت را به ساده گی ندیدیم***محکم به هم چسبیدیم و پیچیدیم***نگاه ها و متلک ها ما را دو تا نکرد***ما هم لج کردیم و یکدیگر را بوسیدیم***حتی از لنز های دوربین ها نترسیدم***همان جا گل گفتیم و گل شنیدیم***مردم به جنون و حماقت شیرین ما خندیدن و***ما هم به بنر خواهرم حجابت برادرم نگاهت خندیدیم***لیلی و مجنون افسانه ی من و توئم***که پشت پا به غرور و حرف مردم زدیم
نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 221 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 14:32

بغض های نترکیدهآسمان چشمم را ابری کردهخبر اعتصاب غذای آرشدلم را بد خونین کردهببین ظلم و ستم چه بی مرزهکشور ما دست چه آدم بی رحمهمجرم آزادهبی گناه در حبسهاسم این معرکه گند عدالتهقانون که باب میل جلادهمثل همیشه هم سهم ما خوابهببین چه جنازه ها زیر خاک کردنچه گل های ناب را پر پر کردنببین چه مرده ها روی زمین سرگردونهاز کودک کار بگیرتا گور خواباز دست فروش بگیرتا اعتیادبگذریم ما که اولیم در صف کمک به سوریه نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

پا خسته و مردهدل شکسته و بازندهناخن شکسته و خونینپیشانی زخمی و غمگیندست کوتاه و دورلب بسته و شورچشم خیس و سر به زیرعقل کور و گوشه گیرسلول تابوت و تاریکپنجره دور و باریکشب وحشت طناب دارروز نفس مرگ بارزندانبان خشک و بی روحگفت بیا بیرونگویا امروز روز اعدام استامروز روز تماشایی مردم استآه قدمهای آخرم چه با لرز استتمام دغدغه من چشمای مادر استماندن من در این دنیا چه کوتاه استبرای دیدن رفتن من جمعیت چه زیاد است نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

منم یه روز عزیزی داشتممنم برو و بیای داشتمهمش تو خونه تنها نبودمبال و پر و شوقی داشتمخنده داشتم فراونلال نبودم و حیروندلی سالم و آبی داشتمذهنی خلوت و بهاری داشتمشبام نفرین و شکایتی نداشتروزام خوابای طولانی نداشتمنم حرف دروغو راست شنیدممنم حرف راستمو دروغ دیدمبه هم میگفت قهرمانمیگفت یه دونه ای تو جهانمیگفت فرشته ای از آسمونقدر تو میدونم مهربونمنم میگفتم تو تاج سریمن هر چی باشمتو از من بالاتری نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

قصه به آخر رسیدیار به مقصد رسیدمرگ به باور رسیدآزادی به زندان رسیدجوون به پیری رسیدسکوت به بچه رسیدعشق به هوس رسیدجدایی به عادت رسیدخیانت به عشق رسیدراه به چاه رسیدبی راهه به راه رسیددین به عقل رسیدپول به خدا رسیدزنده به گور رسیدلعنت به تکرار رسیدزخم به اجبار رسیددرمان به سالم رسیدخانه به خانه دار رسیدسنگ به پرنده رسیدچوب به تبر رسیدبرگ به پاییز رسیدسرما به دل رسیدحرف به شعر رسیدواژه به چشم رسید نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

زن توی تخت خواب با لبخندمرد نشسته رو به روی آینه با چشم ترزن صدای هق هق شنیدلبخند از روی لبش پر کشیدغم چه زود شادی را دیدسریع سوالی به ذهنش رسیدعلت گریه ناگهانی چیستنکند مرا با او دیده استگریه مرد عجیب و خطرناک استمرد را از پشت بغل کردبوسه ای طولانی به سرش هدیه دادگفت بگو مشگل چیستحلش میکنیم با هم مشگل نیستمرد گفت مست بودم و مست شدم و خیانت مستی کردمزن به تخت خواب برگشت با لبخندگفت لعنت به تولعنت به این بخت نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

عشق سوخت و دود شددست زرد و پیر شدای کاش گفتن حرف هر روز شدنفرین قد کشید و بزرگ شدنفرت از سر نرفت و ماندگار شدلذت انتقام بیشتر از لذت شدانتظار از انتظار خود خسته شدگل امید تیر خورد و پر پر شدآنچه در سر بود نشد و هیچ شدجوانی نیامده دور شدچشم لبخند لب کور شدزخم ها باز شد و مرور شدزندگی واقعا بدتر از جهنم شدبغض به سکوت پیوست و جدا نشدتکیه گاهی مطمئن تر از دیوار پیدا نشداین غم مبهم خانه راهی سفر نشدخوب ها بد بد شدبدها به زندگی چسبید و حقیقت شد نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

اسم من تغیر کرددر ذهن عشق واقعی اماو مرا تعمیر کردولی باز خط خطی اماو دست مرا رو کردمن کلاغ منتظر دلگیرماو دور شد از منمن از خودم دورترممثل غنچه وا شدماو طوفان شد و مرا کشتدندان سکوتم قلبم را شکافتاو خندید و دست از من شستمن با او خوابیدم در خواب هااو اس ام اس میداد بعد مستی هابی تفاوت شدم مثل سنگضربه زد به من مثل سنگاو مرا کشت ولی نفهمیدیه قلب مرده رو دست جنازه گذاشت ولی نفهمیداو مرا و عشق مرا نفهمید نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 213 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

منو کتاب گره خورده ایم به همچند شبی هست میخوابیم با هممثل تو زیبا نیستولی خب همینه که هستچند روزی است گوشیم خاموش استطفلکی دلتنگ حرفای ناجور استپایم رنگ خیابان ندیدهیه ارتش بی حوصله گی به جانم افتادهدر از تو قفل استقفس انتخاب خودم هستدیوانه شدم رفتحالم گند است و مستگذشته چه پیچ مزخرف استفراموشی هستولی مال مردم استفرق زیادی بین منو مردم استیه مشت کتاب همخواب من استمرگ من تقریبا همین است نبودت...

ما را در سایت نبودت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 17:53

صفحه بندی